تبليغاتX
دلم برات تنگ میشه....یادت نره!
 

مطمئن باش و برو

 ضربه ات كاري بود دل من سخت شكست و چه زشت به من و سادگي ام خنديدي

 به من و عشقي پاك كه پر از ياد تو بود

و خيالم مي گفت تا ابد مال تو بود

 تو برو،

 برو تا راحتتر تكه هاي دل خود را آرام سر هم بند زنم.

+ نوشته شده توسط ستایش در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 و ساعت 15:45 |
حس مي کنم ديگه دوسم نداري
حس ميکنم زياديه وجودم
چرا به اين زودي ازم بريدي
من که گلِ سر سبدِ تو بودم

حس ميکنم توو اين روزا نميخواي
يه لحظه هم حتي منو ببيني
کاش ميدونستم عشقِ ديروزِ من
فردا که شد تو با کي همنشيني

دوسم نداري ميدونم دوسم نداري
اما توو چشمات ميخونم که بيقراري
خدا کنه که برگردي تو پيشم
بدونِ تو من ديوونه ميشم

حس ميکنم حضورِ من کنارت
باعثِ دلخستگي تو باشه
شايد سفر رفتنِ من يه فصلِ تازه اي از زندگيِ تو باشه

حس ميکنم بايد ازينجا برم
جايي که هيشکي راهشو بلد نيست
بايد برم که قدرمو بدوني
يه مدتي تنها بموني بد نيست

حس ميکنم ديگه دوسم نداري
حس ميکنم زياديه وجودم
چرا به اين زودي ازم بريدي
من که گلِ سر سبدِ تو بودم

دوسم نداري ميدونم دوسم نداري
اما توو چشمات ميخونم که بيقراري
خدا کنه که برگردي تو پيشم
بدونِ تو من ديوونه ميشم

دوسم نداري ميدونم دوسم نداري
اما توو چشمات ميخونم که بيقراري
خدا کنه که برگردي تو پيشم
بدونِ تو من ديوونه ميشم

 

+ نوشته شده توسط ستایش در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 18:12 |


Powered By
BLOGFA.COM