مطمئن باش و برو
ضربه ات كاري بود دل من سخت شكست و چه زشت به من و سادگي ام خنديدي
به من و عشقي پاك كه پر از ياد تو بود
و خيالم مي گفت تا ابد مال تو بود
تو برو،
برو تا راحتتر تكه هاي دل خود را آرام سر هم بند زنم.
|
مطمئن باش و برو ضربه ات كاري بود دل من سخت شكست و چه زشت به من و سادگي ام خنديدي به من و عشقي پاك كه پر از ياد تو بود و خيالم مي گفت تا ابد مال تو بود تو برو، برو تا راحتتر تكه هاي دل خود را آرام سر هم بند زنم. + نوشته شده توسط ستایش در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 و ساعت
15:45 |
حس مي کنم ديگه دوسم نداري حس ميکنم زياديه وجودم چرا به اين زودي ازم بريدي من که گلِ سر سبدِ تو بودم حس ميکنم توو اين روزا نميخواي دوسم نداري ميدونم دوسم نداري حس ميکنم حضورِ من کنارت حس ميکنم بايد ازينجا برم حس ميکنم ديگه دوسم نداري دوسم نداري ميدونم دوسم نداري دوسم نداري ميدونم دوسم نداري
+ نوشته شده توسط ستایش در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت
18:12 |
|
|